جوان آنلاین: اثری که هم اینک در معرفی آن سخن میرود، به بازنمایی حالات و مقامات عالم تقریب اندیش، زنده یاد آیت الله محمدعلی تســـــخیری پرداخته است. این پژوهش از سوی عباس آریازند انجام شده و انتشارات الهدی، آن را روانه بازار کتاب کرده است. مؤلف کتاب «سرو نستوه» طی یک گفتوگو، در باره چگونگی انجام این تحقیق آورده است:
«در سال ۱۳۹۱ قرار بر این شد که پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، برای آیتالله تسخیری بزرگداشتی برگزار کنند. من پیشنهاد کردم، آثار ایشان خلاصه و در این برنامه مطرح شود. دوستان زیادی این کار را به عهده گرفتند و بخش زندگینامه و مبارزات ایشان را، من متقبل شدم. اوایل فکر میکردم نباید کار دشواری باشد، ولی بعداً متوجه شدم؛ این طور نیست! چراکه ایشان ابداً تمایل نداشت، تا درباره خودش حرف بزند و من میبایست به دیگران و منابع مکتوب مراجعه میکردم. گاهی هم که میتوانستم با ایشان صحبت کنم، رشته سخن را به سمت مسائل دیگر میکشید و شوخطبعی به خرج میداد! بالاخره با اصرار من، کمی دراینباره سخن گفت. چند روز هم با دوستان و برادرانش صحبت کردم و همچنین با برخی اعضای دفاتر مراجع و هر کسی که او را به نحوی میشناخت. حاصل کار مجموعهای سهجلدی بود که با عنوان صلاگر وحدت منتشر شد. بعد از درگذشت آن بزرگوار، دوستان در سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی پیشنهاد دادند، مجموعه مفصلتری شامل زندگینامه، آثار و سخنان دیگران درباره ایشان تهیه شود. من کتاب اصلی را مبنا قرار دادم و دو کتاب دیگر را هم خلاصه و به آن اضافه کردم و کتابی با عنوان سرو نستوه، به نگارش درآوردم. حس میکردم زندگی آیتالله تسخیری، از لحاظ تحمل دشواریها و نیز تلاش و کوشش، بسیار به زندگی خودم شباهت دارد! جالب اینجاست بعد از آشنایی با ایشان، به او بسیار علاقه پیدا کردم. آن بزرگوار انسانی بسیار دوستداشتنی و البته مظلوم بود! آن بزرگوار برای همه احترام قائل بود، با کسی برخورد دفعی نمیکرد و از در مباحثه و گفتوگوی علمی وارد میشد. اطلاعاتش چشمگیر بود و تقریباً برای هر سؤالی که مطرح میشد، پاسخ قانعکنندهای داشت. همین موجب میشد اهل سنت، به ایشان به عنوان شخصیتی متفاوت و محترم بنگرند و او را بزرگ و گرامی بدارند. آقای تسخیری بهرغم آشنایی با همه مذاهب اسلامی، عمیقاً به شیعه معتقد بود و زمانی که نام مبارک حضرت فاطمه زهرا (س) بر زبان میآمد، اشک از چشمانش جاری میشد. او قبل از هرچیز، یک عالم شیعی با تمام بار معنایی این اصطلاح بود. به هرحال علاقه به ایشان و نیز خواست دوستان و برگزارکنندگان بزرگداشت او، باعث شد این کار را انجام بدهم. البته و همانگونه که اشاره کردم، تهیه کتاب درباره شخص ایشان بسیار دشوار بود. زیرا ابداً حاضر نبود، تا درباره خودش حرف بزند. اگر راجع به مسائل فرهنگی، فقهی یا سیاسی سؤالی میپرسیدند، ممکن بود ساعتها حرف بزند، ولی در مورد خودش بیش از دو، سه کلمه حرف نمیزد. آیتالله تسخیری به استادش شهید آیتالله سیدمحمدباقر صدر، بسیار علاقه داشت و این علاقه در آثارش هویداست. یک بار که از ایشان درباره این موضوع سؤال کردم، فقط پاسخ داد: شهید صدر را بسیار دوست داشتم... و دیگر سخنی نگفت!...».